يكي از اهداف اصلي حسابداري تهيه اطلاعات براي استفاده در تصميمات سرمايه گذاري است. كشف ارزش اطلاعات مالي،   يكي از محورهاي مهم مطالعات تجربي در حوزه دانش مالي و حسابداري است. بررسي و مطالعه اطلاعات مالي در دو طبقه كلي مطالعات همبستگي و پيش بيني انجام مي شود. در روش اول، بر اساس پذيرش فرضيه كارايي بازار، قيمت سهام را يكي از معيارهاي اصلي ارزش مؤسسات در نظر مي گيرند.  بر اساس اين رويكرد، وجود همبستگي آماري بين داده هاي حسابداري و قيمت سهام يا بازده، به اين معني است كه اطلاعات حسابداري تلخيص كننده رويدادهاي كارا و اطلاعات مربوط به قيمت سهام است ،  بنابراين مي تواند دربردارندة ارزشي نزديك به ارزش بازار باشد. در این تحقیق به بررسی تاثیر حاکمیت شرکتی بر رابطه بین متغیر بنیادی حسابداری و بازده سهام طی سال 1386-1393 پرداخته شده است. نتایج فرضیه اول مبتنی بر اینکه حاکمیت شرکتی رابطه بین تجزیه و تحلیل های بنیادی و بازده سهام را تعدیل کند، پذیرفته می شود.

واژههای كلیدی: حاکمیت شرکتی، متغیر بنیادی حسابداری، بازده سهام.